آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

451

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

واقعه در سرتاسر كشور شهرت عظيم يافت و مبدأ ضرب المثلى شد به اين عبارت « باد سوخرا از وزيدن فروماند و بادى از جانب مهران وزيدن گرفت » « 1 » . يا بنا به روايت نهايه : « آتش سوخرافرومرد و باد شاهپور وزيد » « 2 » . با وجود اين در تاريخ ذكرى از اين شاهپور مهران نيست ؛ گويا پس از رقيب خود ديرى نزيسته است « 3 » . شكل 36 - شكل كواذ اول ( موزه ملى كپنهاگ ) قتل زرمهر دشمنان خطرناك براى كواذ تهيه كرد ، ولى آنچه اسباب اشتعال غضب بزرگان شد ، روابطى بود ، كه كواذ با فرقه ضاله مزدكيه داشت و اسباب بدعتهاى انقلابى گرديد . پروكوپيوس گويد كواذ در پادشاهى راه خشونت سپرد و

--> ( 1 ) - طبرى ، ص 885 ، نلدكه ص 140 . ( 2 ) - نهايه ، ص 226 . ( 3 ) - بنابر قول ماركوارت ( مجله شرقى آلمان ، 49 ، ص 637 ، يادداشت 6 ) اين سپاهبذ شاهپور ، همان اسپيدس مىباشد ، كه باسلر Celer رومى ، عهدنامه متاركه جنك را در سال 505 يا 506 منعقد ساخت و بنابر قول پروكوپيوس پدرزن كواذ بود . اما بنابه روايت كتاب منسوب به استيليتس اين سپاهبذ بويه نام داشته است . بدون شك اين همان بويه‌ايستكه ملقب به وهريز بوده ( ر ك ، هوبشمان ، صرف و نحو ارمنى ، ج 1 ، ص 59 و 78 ) و بنابر قول پروكوپيوس سپاه ايران را بر ضد گرگين پادشاه گرجستان رهبرى نمود . پس بايد چنين فرض كرد ، كه بويه جانشين يا يكى از جانشينان شاهپور در مقام ايران سپاهبذ يا اسپهبذ سواد بوده است .